welcome

نام خواننده: معين
لينک دانلود مستقيم ( Wma با کيفيت 64kb )

|
وقتی از دنيا و آدمهاش خسته و ناميد شدی برو کوه و داد بزن آيا بازم اميدی هست؟ اونوقت تو جواب ميشنوی هست،هست،هست...
يك قطعه قلب 3در4 يك فتوكپي ازصفا و صميميت و يك فيش عشق وعلاقه لازم داري تاتمام قلبم رابه نامت كنم.
وقتی عشقت تنهات گذاشت نگرانه خودت نباش که بدون چيکار کنی! شرمنده دلت باش که بهت اطمينان کرد.
يه بوسه يه حقه عاشقانهست براي وقتی که کلمات در بيان احساسات عاجز است . ميبوسمت!
آدمهای خوب از ياد نميرن از دل نميرن از ذهن نميرن ولی خيلی زودتر از اونيکه فکرشو بکنی از پيشت ميرن مثل تو ....
بقیه بر داشتن بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب برید
| |
| ادامه مطلب | |

در پی خطوط در هم این روزگار می گردم و می گردم در پی دلخوشی هایی می گردم، پشت کاجستان دیگر برف نمی بارد، پشت کاجستان برگ نمی روید، کبوتر لانه نمی کند. کسی بیدار نیست و از کبوتران پیام، خبری نیست.
پشت دریاها همه خوابند مثل اینجا و هر جا.
عشق مرده است همچنان که آرزوها در دل کودکی بی کفش خشکید. تمنای کاغذها در زیر برف بر باد رفت و سینی خالیست و در هوا، آواز پری هم به صدا در نمی آید.
اما تو ای قلب من تو بیدار باش ، ای قلب در به در من عشق را تو رعایت کن و تو آرزویم را به من گوشزد کن مگذار که فریادش به سکوت شب ها بپیوندد . ای قلب من تو انسان بودن را به من بیاموز که انسان بودن و ماندن وای که چه اندازه سخت است.

کاش می شد عشق را تفسیر کرد 
دست وپای عشق رازنجیرکرد
کاش می شد سست اندیشه را
در کتاب آرزو تفسیر کرد
یا که می شد عمراز دست رفته را
چون نوار زندگی تکثیر کرد
یا که می شد روی قلب سرنوشت
لحظه های آینده را تفسیر کرد
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام
دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشتم
دوست می دارم
به خاطر نخستین گناه دوست داشتن
دوستت می دارم
من بهاران را در تو می جویم

حرف های دلم
هيچ کس با من در اين دنيا نبود
هيچ کس مانند من تنها نبود
هيچ کس دردي ز دردم بر نداشت
بلکه دردي نيز بر دردم گذاشت
هيچ کس فکر مرا باور نکرد
خطي از شعر مرا از بر نکرد

هيچ کس معناي آزادي نگفت
در وجودم رد پايش را نجست
هيچ کس آن يار دلخواهم نشد 
هيچ کس دمساز و همراهم نشد

|
فالنامه براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد |
|
|



با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»

اينجا كلبه عاشقي من است...
اينجا كلبه عاشقي من است
اين كلبه وسعتي دارد به اندازه دلم و فضايي به حجم حضورم
آنقدر بزرگ است كه صدايم از آن سو، اين سو به گوش نمي رسد كه مي گويم: سلام
و آنقدر كوچك كه گاهي مجبور مي شوم چشمهايم را براي ديدن كرانهايش خسته كنم
مي داني؟
اين كلبه برايم خيلي دوست داشتني است چون به اندازه همين جمله ساده و معصومانه است
مي داني؟
من همه گمشده هايم زندگي ام را در گوشه و كنار اين كلبه جستجو مي كنم
همه لحظات از دست رفته را مي خواهم جايي همين اطراف پيدا كنم
شايد نشود اما من مي گويم مي شود
مي داني؟
اين كلبه با وجود آنكه ديگر عصر سنگ و آهن سالهاست آغاز شده،
روزگار سيماني و درخشندگي شيشه اي مدتها فرا روي انسان قرار گرفته،
جاني دارد از جنس روح من، محبتم به تو و علاقه به بودن در كنارت.
آنگونه بگويم كه اگر بداند روزي ماواي نخواهد بود،
چه بسا در ساعتي و يا كمتر ديوارهايش فرو بريزد.وآتش عشقخاموش شود
مي داني؟
در دلم نامت را نجوا مي كنم و ديوار ها و پنجره نامت را در ميان چشمانم مي خوانند
و با من در انتظارت مي مانند. مي داني؟ مي دانند كه من چقدر دوستت دارم.
مي داني؟ مي دانند كه مي خواهم روزي دستت را بگيرم و تو را در كلبه عاشقي به تماشا بنشينم.
آري تو را به تماشا مي نشينم روزي، تو را! اي همه چشمان من براي تماشا دوستت دارم
باز هم بنويسم؟
در دفتري بنويسم كه زمان در آن به عقب باز مي گردد,:
ياد داري دفتري كه زمان در آن به عقب باز گردد؟؟ميگويي نه!!!! اما من خواهم نوشت
گوشه اي از كلبه، دستانم را به دور زانوان حلقه كرده ام و مي گويم دوستت دارم
و هرگز فراموشت نخواهم كرد هرگز تا ابد
به خدا قسم كه درب اين كلبه را به روي هيچ كس باز نخواهم كرد
سلام به تنها گلی که در جهان یافتم زیباترین ترانه ام را در وصف تو می سرایم و مستانه ترین نگاهم را تقدیم تو می دارم .
بگذار که تک بوته ی گل سرخ قلبم را بچینم و تقدیمت نمایم .
تقدیم به دستان پاک و بی آلایش تو. تا بدانی از صمیم قلب دوستت دارم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
|
فقط با تو | |
|
قلب من تقدیم چشمان تو شد
عشق یعنی تا ابد آبی شدن 
عشق یعنی لحظه ای بارانی و
لحظه ای شفاف ومهتابی شدن
عشق یعنی لذت یک آرزو
عشق یعنی یک بلای ماندگار
عشق یعنی هدیه ای از آسمان
عشق یعنی یک صفای سازگار
عشق یعنی با وجود زندگی
دور از آداب مردم زیستن
عشق یعنی لحظه ای خندیدن و
سال اشک ندامت ریختن
عشق یعنی زنگ تکرار نگاه
عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن
عشق یعنی قطره بودن سوختن
عشق یعنی یک راهی دریا شدن

وقتی که من.......
وقتي که من عاشق شدم ....
شيطان به نامم سجده کرد....
ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده کرد....
من بودم و چشمان تو....
نه آتشي و نه گلي....
چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاقلی .......
دفترخیس مشقم را باد با خود برد...
هزار بار نوشته بودم : در چشمانت شنا می کنم و در دستانت می میرم .
جریمه های عاشقانه ام که تمام شد... چشمانت بسته بود و دستانت سرد !!
من به مردی وفا نمودم و او
پشت پا زد به عشق و امیدم
هر چه دادم به او حلالش باد
غیر از ان دل که مفت بخشیدم
دل من کودکی سبکسر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
او که می گفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جامش کرد
باز هم در نگاه خاموشم
قصه های نگفته ای دارم
باز هم چون به تن کنم جامه
فتنه های نهفته ای دارم
باز هم میتوان به گیسویم
چنگی از روی عشق و مستی زد
باز هم میتوان در اغوشم
پشت پا بر جهان هستی زد
باز هم می دود به دنبالم
دیدگانی پر از امید و نیاز
باز هم با هزار خواهش گنگ
می دهند بسوی خویش آواز
باز هم دارم آنچه را که شبی
ریختم چون شراب در کامش
دارم ان سینه را که او می گفت
تکیه گاهیست بهر آلامش
ز آنچه دادم به او مرا غم نیست
حسرت و اضطراب و ماتم نیست
غیر از آن دل که پر نشد جایش
به خدا چیز دیگرم کم نیست
کو دلم ، کو دلی که برد و نداد
غارتم کرده، داد میخواهم
دل خونین مرا چه کار آید
دلی آزاد و شاد می خواهم
دگرم آرزوی عشقی نیست
بیدلان را چه آرزو باشد
دل اگر بود باز می نالید
که هنوزم نظر به او باشد
او که از من برید و ترکم کرد
پس چرا پس نداد آن دل را
وای بر من که مفت بخشیدم
دل آشفته حال غافل را

تو همچون شمع می مانی
منم مثل یه پروانه
به دور تو می چرخم
مثال یک دیوانه...
¤
تو همچون چشمه می مانی
منم یک آدم تشنه
به دنبال تو می گردم
شوم سیراب از آن چشمه...

می دونم خیلی زیاد دوستم داری و روزی هم می رسه که
این دوست داشتن تبدیل به عشق می شه
اون روز زیاد دور نیست![]()
دوست دارم![]()


واقعا دوستت دارم
Even tough sometimes it may not seem so
گرچه شاید گاهی چنین به نظر نرسد
Sometimes it may not seem that I love you
گاه شاید به نظر رسد که عاشق تو نیستم
Sometimes it may not soom that I even like you
گاه شاید به نظر رسد که حتی دوستت هم ندارم
It is at these times that you really need to
ولی درست در همین زمان هاست که
Understand me more than ever
باید بیش از همیشه مرا درک کنی
Because it is at these times
چون در همین زمان هاست
That I love you more than ever
که بیش از همیشه عاشق تو هستم
But my feeling have been hurt
ولی احساساتم جریحه دار شده است
Even tough try not to
با اینکه نمی خواهم
I know that I am acting cold and indifferent
می بینم که نسبت به تو سرد و بی تفاوتم
It id at thesetimes that I find it so hard to express my feelings
درست در همین زمان هاست که می بینم بیان احساساتم برایم خیلی دشوار است
Often what you have done to hurt my feeling is so small
اغلب کرده ی تو که احساساتم را جریحه دار کرده است بسیار کوچک است
But when you love someone like I love you
ولی آنگاه که کسی را دوست داری آن سان که من تو را دوست دارم
Small things become big things
هر کاهی کوه می شود
And the first thing I think about
و بیش از هر چیزی این به ذهنم می رسد
Is thst you do not love me
که دوستم نداری
Please be patient with me
خواهش می کنم با من صبور باش
I am trying to be more honest with my feeling
می خواهم با احساساتم صادق تر باشم
And I am trying not to be so sensitive
و می کوشم که این چنین حساس نباشم
But in the meantime
ولی با این همه
I think you should be very confident that at all times
فکر می کنم باید اطمینان داشته باشی که همیشه
In every way possible
از همه ی راه های ممکن
I love you
عاشق تو هستم
............................

بگیر این گل از من یادبودی
که تنها لایق این گل تو بودی
فراوان امدند این گل بگیرند
ندادم چون عزیز من تو بودی




دوستت دارم
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری نمی گردم پی خاری

شبی پرسیدمش بابیقراری به غیر ازمن کسی رادوست داری؟
دوچشمش ازخجالت برهم افتاد میان گریه خویش گفت آری.......
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست
یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست
ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو
یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست

اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
